عشق
رسیدن به تو خیاله میدونم تو میگی یه روز مال من می شی اما موندنت محاله میدونم تو میگی شبا دعامون میکنی چشمه چشمات زلاله میدونم توی آسمون سرنوشت ما ماه کاملم هلاله میدونم تو میگی پرنده شیم بریم هوا غصه ی ما دو تا باله میدونم چشم من پر از غم نبودنت دل تو پر از ملاله میدونم طاقتم دیگه داره تمام میشه صبر تو رو به زواله میدونم اون درخت سیب آرزوهامون پر میوه های کاله میدونم آره میری نمی پرسی که این دل عاشق در چه حاله میدونم. دلم واست تنگ شده بود این نامه رو واست نوشت حال منو اگه بخوای رنگ گلای قالیه جای نگات بد جوری تو صحن چشام خالیه ابرا همیشه پیش منن اینجا هوا پر غمه از غصه هام هر چی بگم جون خودت بازم کمه دیشب دلم گرفته بود رفتم کنار آسمون فریاد زدم یا تو بیا یا من و پیشت برسون فدای تو نمیدونی بی تو چه دردی کشیدم حقیقت و واست بگم به آخر خط رسیدم رفتی من تنها شدم با غصه های زندگی قسمت تو سفر شد و قسمت من آوارگی. رفتن و دل شکستنه درد تموم عاشقا پای کسی نشستنه این روزا مشق بچه ها یه صفحه اشفتگیه این روزها درد عاشقا فقط غم ندیدنه مشکل بی ستاره ها یه کم ستاره چیدنه این روزها آسمونمون پر از شکست بالیه جای نگاه عاشقت باز توی خانه خالیه این روزها کار آدم ها دلای پاک رو بردنه بعدش اونو گرفتن و به دیگری سپردنه این روزها کار آدم ها تو انتظار گذاشتنه ساده ترین بهانشون از هم خبر نداشتنه این روزها سهم عاشقا غصه و بی وفائیه جرم تمومشون فقط لذت اشناییه این روزها هیچ مسافری بر نمیگرده به خانه چشای خسته تا ابد به در میمونه این روزها قصه ها همش قصه دل سوزوندنه خلاصه ی حرف همه پر زدن و نموندنه این روزها جرم عاشقی شهر دل و فروختنه چاره فقط نشستن و به پای چشمی سوختنه. پنجره هاش ابی باشه من باشم و تو باشی و یه شب مهتابی باشه امشب میخوام از اسمان یاسای خوشبو بچینم امشب میخوام عکس تو رو تو خواب گل ها ببینم کاشکی بدونی چشمات و به صد تا دنیا نمیدم یه موج گیسوی تو رو به صد تا دریا نمیدم کاش تو هوای عاشقی همیشه پیشم بمونی از تو کتاب زندگی حرفای رنگی بخونی هر چی ام میگم ببخشید میگه نه فایده نداره نمیشه نازکتر از گل به جشای روشنت گفت که مبادا لحن حرفی خم به ابروات بیاره از منم دیگه میرنجی؟ منی که واست میمیرم منی که دلم می لرزه هر کی اسمتو میاره هر کی گفت ستاره ای تو من ازش رنجیدم آخه تو همیشه هستی اما روزا پیدا نیست ستاره آرزومه اسمامونو یه جا با هم بنویسن مث لیلی مث مجنون که همیشه موندگاره از تولدت درسته که یه ماه و نیم گذشته هنوزم میشمه ببخشی هنوزم آخه بهاره این چشای خیس و ابری تو چه باشی چه نباشی تنها چارش اینه که برای تو بباره توی عصر سرد امروز که کسی فکر کسی نیس همه جا کسری عشقه همه جا قحطی یاره اگه حرف من غباری روی آینه ی دلت شد تو ببخشم عاشق تو غم و غصش بی شماره دوس دارم تمام دنیا رو بدم به شرط اینکه آشتی آشتی بشی تو اسممو بگی دوباره کسی که تا دنیا دنیاس اگه تنهاشم بذاری انقدر دوست داره که تو رو تنها نمی ذاره ولی آهسته میگویم الهی بی اثر باشد. چندان که شد نگه به نگه آشنا بس است. تار و پود هستی ام بر باد رفت اما نرفت عاشقی ها از دلم دیوانگی ها از سرم شمع لرزان نیستم تا ماند از من اشک سرد آتشی جاوید باشد در دل خاکسترم.
| Design By : Night Skin |






